السيد حامد النقوي

443

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مشهود گرديده ثامنا مظهر كمال وهن و هوانست اعتراف ابن عباس بمخاطبهء عائشه بباب مدينهء علم بودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه در ما سبق دانستى كه جمال الدين محدث در روضة الاحباب در مكالمه ابن عباس و عائشه بعد حرب جمل آورده عائشه گفت با وجود على بن أبى طالب ترا نرسد كه ازين مرتبه سخن گويى ابن عباس گفت اين هنگام كه دم ازين مقال و حال مىزنى منمقر و معترفم بحقوق او و به اينكه وى احق و ادنى و اقرب و احراست به آن حضرت از من زيرا كه برادر و پسر عم آن سرور و زوج دختر پاكيزه گوهر و پدر دو سبط مسمى بشبير و شبر و باب مدينهء علم و مشابه او بسجيّه جود و حلم و گشاينده پردهاى كرب و اندوه و غم و زدايندهء غبار ملال و آزار و همّ از صفحهء دل با حاصل آن حضرت وى بود انتهى ازين عبارت ظاهرست كه ابن عباس كه بلا شك و ارتياب از اصحاب جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بودند و بوجه كمال غزارت علم ملقب ببحر و حبر و ترجمان القرآن مىشدند در مقام اظهار كوچكى خود و عظمت و جلالت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اعتراف بباب مدينهء علم بودن آن جناب نمودند پس ظاهر و باهر گرديد كه بلا تردد جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب مدينهء علم بالنسبة باصحاب جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بودند و هرگز باب مدينهء علم بودن آن جناب منحصر در حق غير اصحاب نيست و بايد دانست كه علاوه برين مقام ابن عباس در ديگر مقامات نيز اعتراف نموده است كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب مدينهء علمست چنانچه شيخانى قادرى در صراط سوى بعد نقل حديث مدينة العلم گفته و لهذا كان ابن عباس يقول من اتى العلم فليات الباب و هو على رضى اللَّه عنه تاسعا قالع بنيان آنست احتجاج عمرو بن العاص بحديث انا مدينة العلم بر معاويه چنانچه در ما سبق دانستى كه در كتاب عمرو بن العاص كه بنام معاويه بجواب كتاب او نوشته و در آن كتاب مناقب عديدهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام بمقابلهء معاويه ثابت نموده و اخطب خوارزم در كتاب المناقب آن را بالتمام وارد كرده مسطورست و اكد القول عليك و على جميع المسلمين و قال انى مخلّف فيكم الثقلين كتاب اللَّه عز و جل و عترتى و قد قال انا مدينة العلم و على بابها و پر ظاهرست كه عمرو عاص و معاويه هر دو نزد اهل سنت از اعاظم اصحاب جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه